تبليغاتX
المهدی طاووس اهل الجنه

المهدی طاووس اهل الجنه

علمی و فرهنگی وسیاسی

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!

اهانت جنون‌آمیز و نفرت‌انگیز و مُشمئزكننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایه‌ی امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد، حادثه‌ی تلخ و بزرگی است كه نمی‌توان آن را تنها در حدّ یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بی‌ارزش و مزدور به حساب آورد. این یك اقدام محاسبه‌شده از سوی مراكزی است كه از سال‌ها پیش به این طرف، سیاست اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته‌اند. این حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كاریكاتوریست خبیث دانماركی و ده‌ها فیلم ضد اسلام ساخته‌شده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرت‌انگیز رسیده است. پشت صحنه‌ی این حركات شرارت‌بار چیست و كیست؟

مطالعه‌ی این روند شرارت كه در این سال‌ها با عملیات جنایت‌بار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود، تردیدی باقی نمی‌گذارد كه طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ بر دولت آمریكا و سازمان‌های امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولت‌های اروپائی برخوردارند. اینها همان كسانی‌اند كه پژوهش‌های حقیقت‌یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برج‌ها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه می‌كنند. آن ماجرا بهانه‌ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس‌جمهور جنایت‌كار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارش‌ها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد.

هدف از اقدام نفرت‌انگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه‌ی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه‌ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملت‌های مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه‌دار می‌شوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.

این اقدام كینه‌توزانه، نه آغاز یك جریان، بلكه یك مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام‌ستیزی به سركردگی صهیونیسم و رژیم آمریكا است. اینك همه‌ی سران استكبار و ائمة‌الكفر در برابر اسلام قرار گرفته‌اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حِكمت و عدالت است؛ وظیفه‌ی همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و همه‌ی ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام‌ستیزی با این شیوه‌های نفرت‌بار مقابله كنند. سران رژیم آمریكا نمی‌توانند با سخنان فریبنده و میان‌تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده‌ی زشت تبرئه كنند. سال‌هاست كه مقدسات و همه‌ی حقوق و حرمت میلیون‌ها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، ده‌ها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربوده‌شده و میلیون‌ها معلول و آواره و بی‌خانمان، قربانی چه چیزی شده‌اند؟ و با همه‌ی این مظلومیت‌ها، چرا در رسانه‌های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود می‌كنند؟ چه كسی باور می‌كند كه این توطئه‌ی گسترده بدون كمك و دخالت حلقه‌های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریكا ممكن و عملی است؟!

برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!

لازم می‌دانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان می‌دهد كه آنچه امروز آماج حمله‌ی نظام استكبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستكبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پایبند است و هر آنچه نشانه‌ی مسلمانی است دشمن‌اند.

ثانیاً: این سلسله‌ی كینه‌توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابنده‌تر و نفوذ آن در دل‌ها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است كه اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملت‌های مسلمان اراده كرده‌اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند. حادثه‌ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم‌الشأن صلی‌الله‌علیه‌وآله، با همه‌ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبه‌روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد.

ثالثاً: همه باید بدانیم كه حادثه‌ی اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواسته‌ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه‌وار است و درس قرآن به ما، در نقطه‌ی مقابل آن قرار دارد.

و رابعاً: طرف مطالبه‌ی همه‌ی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاست‌مدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل یك و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده‌اند، به گونه‌ئی شایسته به مجازات برسانند.

و السلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
22/شهریور/1389
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 22:32  توسط علي عباس زاده  | 

عید آمد و عید آمد

 

ویژه نامه عید سعید فطر

بگــذشت مــه روزه ، عیــد آمـد و عیـــد آمد
بگذشت شـب هـجـران، معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد، شیخ تو مرید آمد
شـد جنـگ و نظـر آمـد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمـد، شد قفل و کلید آمد
جــان از تــن آلــوده، هــم پاک بـه پاکی رفت
هـرچنــد چـو خورشـیدی بر پاک و پلید آمد
از لــذت جـــام تــــو دل مـــانــده بــه دام تو
جــان نیـز چــو واقـف شـد، او نیـز دوید آمد
بــس تــوبه شایسته برسنگ تو بشکسته
بـس زاهــد و بـس عابد کو خــرقه درید آمد
بــاغ از دی نــامحــرم سه ماه نمی زد دم
بـر بـــوی بــهـــار تــو، از غیــب رسـیـد آمد

 

"مولوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 22:39  توسط علي عباس زاده  | 

بازگشت به فطرت به چه معناست؟

 

عید فطر

ماه رمضان موقعیتی خاص و ویژه است که خداوند آن را به بندگان خود عطا فرموده و در بین ماههای دیگر قمری، تنها ماهی است که به عنوان میهمانی خدا نامیده شده است و خداوند تمام بندگانش را در فرصتی یک ماهه به سوی خود فراخوانده تا هر کس بنابر وسع و ظرفیت خویش از این فرصت استفاده نماید.

در این ایام مبارک انسان‌ها سی روز، دست از زیاده روی در شهوات و لذات دنیوی برداشته، روزها را به روزه‌داری و شب‌ها را به قیام و عبادت مشغول بوده‌اند و با بهره‌هایی بیشتر از سایر ایام، همچون انفاق در راه خدا و تلاوت بیشتر کلام او و چشم‌پوشی از محرمات و مکروهات، نفس اماره خود را تزکیه و تطهیر نموده، حالت روحانیت و معنویت در ایشان بالا رفته است و سبکی روح و امکان اتصال به عوالم بالاتر برای آنها فراهم شده است، زیرا طعام و شهوت و غضب و سایر مظاهر دنیا، حجابِ فطرت بوده و در این ماه، حجاب‌ها برطرف می‌شود.(امام شناسی/ ج 9)

 

اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی

فطرت چیست؟

فطرت یکی از مفاهیم بنیادین دین اسلام است که از ماده "فطر" گرفته شده است. "فطر" به معنای شکافتن چیزی است، و از آنجا که آفرینش به منزله شکافتن پرده‌ی نیستی و عدم است، یکی از معانی فطر، آفریدن و خلق کردن است بر این اساس، فطرت به معنای نحوه خاصی از آفرینش است. یعنی تمام ضروریاتی که انسان نیاز داشته، در خلقت او قرار داده شده است.

فطرت انسان دارای بینش و معرفتی است که تحصیلی و اکتسابی نیست بلکه خداوند آن را در وجود همه انسان‌ها قرار داده است و وقتی انسان به اعماق جانش می‌نگرد نور حق را می‌بیند و ندایی را می‌شنود که او را به سوی مبدأ علم و قدرت بی نظیر هستی دعوت می‌نماید.

وقتی انسان در شرایط بحرانی و موقعیت‌های بسیار سخت قرار می‌گیرد و خود را در چند قدمی مرگ می‌یابد و امیدش از اسباب مادی قطع می‌شود، معرفت فطری خفته در جانش بیدار می‌شود و خدا را از سر اخلاص می‌خواند

فطرت همان بینش شهودی و بی واسطه انسان نسبت به هستی و گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خالصانه به حضرت باری تعالی است.

 

واژه فطرت در قرآن کریم

در آیات قرآن اشاره به فطرت الهی انسان شهره است. «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»(سوره روم/30)؛ پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر اساس آن آفریده است.

امام صادق(علیه‌السلام) در پاسخ به این پرسش که مقصود از فطرة الله التی فطر الناس علیها چیست؟ فرمودند: "التوحید". فطرت همان توحید و خداشناسی است. فطرت اذعان به یگانگی خداوند تبارک و تعالی است.

آیات دیگری نیز بیانگر این حقیقت‌اند که وقتی انسان در شرایط بحرانی و موقعیت‌های بسیار سخت قرار می‌گیرد و خود را در چند قدمی مرگ می‌یابد و امیدش از اسباب مادی قطع می‌شود، معرفت فطری خفته در جانش بیدار می‌شود و خدا را از سر اخلاص می‌خواند.

«فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ» (عنکبوت/65)

هنگامی که سوار بر کشتی شوند خدا را با اخلاص می‌خوانند و غیر او را فراموش می‌کنند. اما هنگامی که خدا آنها را به خشکی رسانید و نجات داد باز مشکر می‌شوند.

فطریات انسان به دو دسته شناخت‌های فطری و گرایش‌های فطری تقسیم می‌شود. فطرت انسان صورت و حالت ویژه‌ای در آفرینش است که به ذات انسان برمی‌گردد. یکی از این حالت‌های خاص این است که انسان نسبت به خدای متعال دارای یک نوع شناخت عقلی به حسب آفرینش است که از آن به خداشناسی فطری تعبیر می‌شود. و همچنین دارای گرایش و میل قلبی نسبت به خدای متعال است که از آن تعبیر که خداپرستی فطری می‌شود.

 

ویژگی‌های فطرت

فطرت الهی بشر دارای ویژگی‌هایی است از جمله:

مسأله خودسازی در ماه مبارک رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و همه‌ی موانع ضد فطرت را از سر راه برمی‌دارد و انسان مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از درون ذات او می‌جوشد باز می‌گردد. همان فطرتی که آیینه صاف خدانماست

1- در هنگام تولد با انسان همراه است و نیاز به کسب کردن ندارد.

2- ثابت، پایدار و جاودانه است.

3- همگانی و فراگیر است.

4- از قداست برخوردار است و نشانه تعالی نوع انسان است.

عید فطر

ماه رمضان فرصت مناسبی است تا زنگارهایی که در طول زمان، فطرت انسان را پوشانده، پاک شود که اگر چنین شود، پایان ماه مبارک رمضان برای مؤمنان عید حقیقی خواهد بود.

و عید به معنای بازگشت به چیزی است که از آن فاصله گرفته باشند. یعنی باید چنین باشد که در پایان این ماه مبارک ندای فطرت را به گوش جان بشنویم که ما را به سوی حق می‌خواند.

مسأله خودسازی در ماه مبارک رمضان، انسان را به مقامی می رساند که پرده های جهل، هواپرستی و همه‌ی موانع ضد فطرت را از سر راه برمی‌دارد و انسان مسلمان در این هنگام به فطرت ناب خود که از درون ذات او می‌جوشد باز می‌گردد. همان فطرتی که آیینه صاف خدانماست.

هرگاه انسان در پرتو برکات ماه رمضان به این درجه رسید و بر طاغوت نفس خویش پیروز شد به حقیقت عید فطر رسیده است.

امیر مومنان علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لایعصی الله فهو عید» این عید برای کسی است که خداوند روزه‌اش را پذیرفته و نمازش را ستوده است و هر روزی که در آن معصیت خدا نشود عید است.

عید فطر روز آزادگی است و آزاده واقعی کسی است که امیال نفسانی را کنار گذاشته و شیطان را زیر پا کوبیده است.

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مُهر قبولی انفاق‌های به قصد قربت است. عید فطر عید خداجویی و خداپرستی است. عید فطر در عبودیت و معرفت و تهذیب نفس است.

 

خدا جویان! بازگشتتان به فطرت مبارک باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 22:35  توسط علي عباس زاده  | 

آیت الله مکارم فطریه هر نفر را اعلام کرد

 
آیت الله ناصر مکارم شیرازی بعد از ظهر شنبه در سخنان خود در شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) با اشاره به در پیش بودن روز عید سعید فطر به میزان زکات فطره ماه مبارک رمضان اشاره کرد و گفت: زکات فطریه هر نفر بر اساس قوت غالب گندم، مبلغ 1500 تومان و براساس قوت برنج 5000 تومان می باشد.
آیت الله مکارم شیرازی میزان زکات فطره در سال جاری را برای کسانی که قوت غالبشان برنج است را 5000 تومان اعلام کرد.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله ناصر مکارم شیرازی بعد از ظهر شنبه در سخنان خود در شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) با اشاره به در پیش بودن روز عید سعید فطر به میزان زکات  فطره ماه مبارک رمضان اشاره کرد و گفت: زکات فطریه هر نفر بر اساس قوت غالب گندم، مبلغ 1500 تومان و براساس قوت برنج 5000 تومان می باشد.

وی تأکید کرد: افراد و خانواده‌هایی که توانایی دارند بهتر است فطریه خود را بر اساس قوت غالب برنج پرداخت کنند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه برخی‌ها می‌پرسند آیا می‌شود زکات فطره را به مردم سیلزده پاکستان داد عنوان کرد: احتیاط واجب آن است که اگر در شهر و محل زندگی فرد فقیری وجود دارد فطره را به او بدهید و از روش‌های دیگری برای کمک به کسانی که خارج از شهر هستند استفاده شود.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 23:14  توسط علي عباس زاده  | 

تصاویر:راهپيمايي با شكوه مردم در روز قدس





















































+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 17:24  توسط علي عباس زاده  | 

پیام امام خمینی درباره روز قدس

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم؛ مسلمين ايران و جهان من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم، كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است، و بويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى، پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند.
و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است، و مى تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب، و طى مراسمى همبستگى بينالمللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند.
از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم
.
والسلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته .

:‌

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 20:50  توسط علي عباس زاده  | 

افشاي فعاليت‏هاي مخوف «هاسبارا» و شگرد ارتش اینترنتی

 
چند ماه پیش از آغاز حمله، در می 2008 تعدادی فرانسه‏زبان که از سوی وزارت خارجه و با همکاری آژانس یهود و سازمان صهیونیست جهانی انتخاب شده بودند به سوئیس، فرانسه و بلژیک اعزام شدند. افراد انگلیسی‏زبان نیز به آمریکا، انگلستان، ایرلند، هلند و دانمارک اعزام شدند. این افراد وظیفه انتقال پیامی را داشتند که هیچ مأمور رسمی نمی‏توانست عهده‏دار آن باشد. به این افراد آموزش داده شده بود که...
اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس از سوی امام خمینی(ره) موجب شده است که مسأله فلسطین همواره در جان و جامعه‏ مسلمانان زنده بماند.

به گزارش "تابناک" یکی از کارکردهای مهم این روز، بی‏اثر کردن تبلیغات شدید و "پروپاگاندا"ی صهیونیست‏ها است که در اصطلاح خودشان "هاسبارا" نامیده می‏شود. حضور مردم مسلمان جهان در خیابان‏ها در یک روز مخصوص و نشان دادن جنایات اسرائیلی‏ها به جهانیان در آن روز، بخش زیادی از حجم تبلیغات هاسبارایی غاصبان قدس را خنثی می‏کند.

آنچه در پی می‏آید گزارشی کوتاه از فعالیت مخوف دستگاه هاسبارای رژیم اسرائیل غاصب است که از سوی خبرگزاري اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ و به مناسبت روز جهانی قدس تهیه شده است:


رژیم غاصب صهیونیستی دستگاه یا وزارتخانه‏ای به نام « هاسبارا ـ Hasbara » دارد که در خارج از اسرائیل چندان شناخته‏شده نیست. وظیفه این دستگاه "مظلوم‏نمایی و توجیه جنایت‏های اسرائیل"، "ایجاد همدلی بین مردم دنیا نسبت به رژیم غاصب" و "ترمیم چهره آن در جهان بین‏الملل" است؛ یعنی چیزی بسیار فراتر از تبلیغات عادی نظام‏های سیاسی.

هاسبارا یعنی چه؟

هاسبارا صورت اسمی فعلی است در زبان عبری که به معنای «توضیح دادن» است. دولت جعلی اسراييل، واژه هاسبارا را به جای کلمه‏ "پروپاگاندای سياسی" به کار می‏برد.

رژیم جعلی و غاصب اسرائیل، قبل و بعد از هر جنگی نیاز مبرم به یک عملیات هاسبارا دارد تا چهره خود را در دنیا ترمیم و کارش را برای جهانیان توجیه کند
.

زمان تأسیس هاسبارا

وزارت هاسبارا ابتدا در سال 1974 و در یکی از دوره‏های نخست‏وزیری «شیمون پرز» تأسیس شد؛ ولی چند سال بعد فعالیت آن از حالت متمرکز خارج و وظایف این دستگاه به تمامی وزارتخانه‏ها محول شد.

در سال‏های اخیر و در جریان حمله اسرائیل غاصب به غزه، وزارت هاسبارا دوباره احیاء و پررنگ شد. اینک هاسبارا به یک وظیفه برای صهیونیست ها تبدیل شده است.

روش‏های هاسبارا

برخی از فعالیت‏های مخوف و روش‏های مزورانه‏ هاسبارا برای رسیدن به هدفش به شرح زیر است:

ــ جعل و دروغ و تحريف

ــ وارونه‏نويسی تاريخ و پس و پيش کردن وقایع آن به منظور آنکه قربانی را جلاد، و جلاد را قربانی نشان دهد.
ــ ساختن چهره اهريمنی از مردم فلسطين و مسلمانان در افکار عمومی جهان.
ــ ساختن فيلم‏ها و کليپ‏های ضد فلسطيني، يا ترساننده‏ مردم عادی غرب از "شرق وحشی و آدمخوار".
ــ انجام تبلیغات تحريک‏کننده مسلمانان و منجر شونده به برخوردهای عکس‏العملی و مشمئزکننده‏ی آنان.
ــ پرداخت پول به رسانه‏های جمعی و سايت‏های طرفدار رژیم جعلی اسرائیل.
ــ تعيين و تقسيم مأموريت‏های نیروهای قديم و جديد خود در کشورهای ديگر.
ــ ديکته کردن آنچه بايد نیروها باید در هر مقطعی انجام دهند و هدف‏هايی که بايد نشانه بگيرند.

نمونه‏ یک عملیات هاسبارا

قبل از آخرین حمله صهیونیست‏ها به غزه، عملیات هاسبارا در اروپا انجام شد. چند نمونه از اقداماتی که برای این عملیات انجام شد به این شکل بود:

چند ماه پیش از آغاز حمله، در ماه می 2008 تعدادی اسرائیلی فرانسه‏زبان که از سوی وزارت خارجه و با همکاری آژانس یهود و سازمان صهیونیست جهانی انتخاب شده بودند به کشورهای سوئیس، فرانسه و بلژیک اعزام شدند. افراد انگلیسی‏زبان نیز به کشورهای آمریکا، انگلستان، ایرلند، هلند و دانمارک اعزام شدند. این افراد وظیفه انتقال پیامی را داشتند که هیچ مأمور رسمی دولت جعلی اسرائیل نمی‏توانست عهده‏دار آن باشد. به این افراد آموزش داده شده بود که:

1. داستان شخصی خود را برای دیگران تعریف کنید.
2. به بحث سیاسی نپردازید و به آن کشیده نشوید.
3. تحت تأثیر کسانی که سعی خواهند کرد با گفتن اینکه "شما اشغالگر هستید" عصبانیتان کنند قرار نگیرید.

دو هفته پیش از حمله به غزه نیز «بنیامین نتانیاهو» که در آن زمان رهبر حزب رقیب دولت بود در یک برنامه تلویزیونی به نام "هاسبارا و تاریخ" برای حضار که نوجوانان 16 ساله بودند سخنرانی کرد.

 وی در این برنامه 45 دقیقه‏ای سعی کرد به جوانان اسرائیلی آموزش دهد که چگونه می‏توانند اسرائیل را در دنیا معرفی کنند یا توضیح دهند. وی گفت: «ما باید تکنیک‏های دشمن را یاد بگیریم. آنها جای علت و معلول را عوض می‏کنند. آنها اسرائیل را متهم به اشغالگری می کنند حال آنکه اشغال این اراضی نتیجه تجاوز خود آنهاست»!!

هنگامی که حمله به غزه آغاز شد عملیات هاسبارا نیز شدت پیدا کرد
.

یک هاسبارای دیگر در هائیتی

اسرائیل بلافاصله پس از زلزله هائیتی گروهی متشکل از 200 سرباز به محل فرستاد تا یک بیمارستان صحرایی در زمین فوتبال شهر "پورتو پرنس" برپا کنند. آنها تلاش کردند تا از آن فاجعه بزرگ، محملی برای شستشوی جنایات صهیونیست‏ها و فرصتی برای یک عملیات هاسبارا بسازند.

روزنامه‏های اسرائیلی هم وظیفه بازتاب گسترده‏ کمک‏های رژیم غاصب به زلزله‏زدگان را بر عهده گرفتند و تیتر زدند: «درباره این چه داری بگویی آقای گلد اسمیت؟» و منظور آنان گزارش گلد اسمیت درباره جنایات جنگی صهیونیست‏ها در غزه بود.

تیتر روزنامه‏ای دیگر هم این بود: «نماینده‏های اسرائیل در هائیتی، بقیه را خجالت‏زده کردند» و تیتر دیگری اینکه: «آفرین بر ما» و پرتیراژترین روزنامه هم نوشت: «فاجعه هائیتی؛ بد برای آنها، خوب برای یهودیان» و این یعنی اینکه "عملیات هاسبارای هائیتی" موفق شده است.


تأثیرات هاسبارا

یک فعال جبهه‏ هاسبارا می‏گوید: «ما در جبهه آمریکای شمالی و اروپای شرقی موفق شده‏ایم و رسانه‏ها حقانیت ما را قبول کرده‏اند. اما اروپای غربی همچنان "یک منطقه هاسبارای دشوار" است.»

سخنگوی وزارت خارجه‏ اسراييل در سال 2006 در باره‏ هاسبارا چنين گفت: «ما هرگز هاسبارا را چنين پرتوان نديده بوديم. اين، ماشينی است که خيلی خوب، روغن کاری شده است.»

در فوریه امسال "وب‏سایت دولتی توضیح دهندگان" دستورالعمل‏هایی را برای قدس نشینان اسراییلی که به خارج سفر می‏کنند منتشر کرد. به گفته وزارت هاسبارا، این سایت اطلاعات مفیدی برای مقابله با انتقادهایی که شهروندان اسرائیلی در خارج با آن مواجه خواهند شد در اختیارشان می‏گذارد. در این وب‏سایت جزئیاتی از پیشرفت‏های اسرائیل در زمینه تکنولوژی و کشاورزی گنجانده شده و راه‏هایی برای "ترغیب سفر به اسراییل" آموزش داده شده است.

این سایت مثلا به اسرائیلی‏ها یاد می‏دهد که در هنگام بحث به چشم طرف مقابل نگاه کنند چرا که دزدیدن نگاه باعث بازنده شدن در بحث می‏شود.

ساکنین غاصب قدس ـ مخصوصاً آنهایی که به خارج سفر می‏کنند ـ به این ترتیب شستشوی مغزی داده می‏شوند. جزوه‏های وزارت هاسبارا پیش از فرود هواپیما در رم، لندن و دیگر شهرهای جهان بین مسافران توزیع شده و حتی تلویزیون داخلی هواپیما هم برای این منظور به کار گرفته می‏شود
.

ارتش اینترنتی؛ شگرد جدید هاسبارا

آنگونه که روزنامه‏ "هاآرتص"، "جروزالم پست" و "لوموند" نوشته‏اند اینک روش جدیدی بر شگردهای گذشته‏ هاسبارا اضافه شده است: تشکيل يک لشگر اينترنتی!

دو روز بعد از اعلام آتش‏بس غزه، در 18 ژانويه وزارت مهاجرت رژیم جعلی اسراييل، خبر از تأسيس "يک بريگاد مخصوص" داد که هدف آن، هجوم آوردن و آوار شدن بر سر سايت‏هايی است که در هر نقطه‏ای از جهان، عليه سياست‏های اسراييل و عليه صهيونيسم مطلب منتشر می‏کنند.

در تشکيل اين ارتش جديد اينترنتی و بريگاد مخصوصش، وزارت امور خارجه اسراييل غاصب نيز نقش ويژه‏ای بر عهده دارد. در این برنامه هر آماتوری قادر خواهد بود که بعد از موافقت مقامات مربوطه، به عضويت اين لشگر جديد و بريگاد مخصوص آن در آيد و "سايت‏ها و آدم‏های مسأله‏ساز" را نشانه بگيرد!

وزير مهاجرت رژیم جعلی اسراييل، علت تشکيل ارتش اينترنتی را چنين توضيح می‏دهد: «اينترنت، به يک ميدان جديد نبرد، تبديل شده است.»
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 17:41  توسط علي عباس زاده  | 

برداشت‌هایی از سیره امام علی علیه السلام

 

امام علی (ع)

تربیت نفس

«عدی بن حاتم» می گوید: به دیدار امیرالمؤمنین علیه‌السلام رفتم. دیدم در مقابل ایشان، کاسه ای آب، پاره ای نانِ جو و قدری نمک بود. گفتم: یا امیرالمؤمنین، این درست نیست که شما روز را گرسنه، مشغول کار و تلاش سپری کنید و شب را بیدار باشید و همیشه با رنج و سختی ها دست و پنجه نرم کنید و بعد هم افطار شما نان جو و نمک باشد. امام فرمود: «ای حاتم! نفس خودت را به قناعت و ریاضت عادت بده وگرنه این نفس بیش از آن‌چه که برای او کافی است، از تو طلب خواهد کرد.»1

 

کنترل نفس

کنترل نفس، از سفارش‌های مهم ائمه معصوم علیهم‌السلام بوده است. امیر المؤمنین علیه‌السلام فرمود: «کسی‌که بر هوای نفس چیره نشود، نفس بر او چیره خواهد شد.2»

نقل است، روزی حضرت امیرعلیه‌السلام از در دکان قصابی می گذشت. قصاب به جهت علاقه به آن حضرت عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! گوشت های خوبی آورده ام؛ اگر می خواهید مقداری ببرید. حضرت فرمود: «الآن پول ندارم که بخرم.» قصاب عرض کرد: من صبر می کنم؛ پولش را بدهید. حضرت در پاسخ فرمود: «من به شکم خود می گویم که صبر کند.3» آری، اگر انسان خود را تربیت کرده باشد، نمی گذارد نفس بر او چیره شود. کسانی که نفس خود را تربیت می‌کنند، در مقابل مکروهات و محرمات الهی بسیار مقاوم هستند و ترک آن‌چه را که برای دیگران سخت به نظر می آید، برای چنین افرادی آسان است.

 

حلال آن حساب دارد، حرام آن عقاب ...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی در شب نوزدهم ماه رمضان، مهمان امّ کلثوم علیها‌السلام دختر خود، بود و دو غذا (نمک و شیر) را بر سر سفره دید، فرمود: «دخترم! آیا قبلاً دیده ای که پدرت در یک سفره دو نوع خورش بخورد؟ آیا می خواهی فردای قیامت، ایستادن علی در برابر خدای سبحان به‌خاطر محاسبه و حساب پس‌دادن باشد؟ دخترم! بر حلال دنیا حساب است و بر حرام آن عقاب و عذاب. 4»

 

تغافل و چشم پوشی

شخصی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام دشنام داد. حضرت، سخن او را نشنیده گرفته، فرمودند: «به گوش خود شنیدم که کسی به من دشنام داد، ولی به روی خود نیاوردم و گفتم که شاید به علی دیگری بد می گفته است.5»

تغافل و نادیده‌گرفتن، به جهت تقویت حلم و بردباری و هم برای تربیت بهتر افراد، ارزش اخلاقی محسوب می شود. بسیار شنیده و دیده ایم که بزرگان دین در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی، خود را به تغافل زده و برای حفظ مصالح، از برخورد مستقیم خودداری کرده اند.

باید توجه داشت که بین تغافل و غفلت بسیار فرق است. در تغافل همان‌گونه که گفته شد، عنصر حلم و بردباری بسیار کارآمد است؛ اما در غفلت، نوعی بی‌تفاوتی، سستی و بی‌غیرتی دیده می شود که انسان را از یاد خدا دور و در معرض سقوط قرار می دهد.

 

مهمان نوازی

روزی اصحاب، حضرت علی علیه‌السلام را بسیار غمگین دیدند. شخصی از ایشان پرسید چرا محزونی؟ ایشان در پاسخ فرمود: هفت روز گذشته و هنوز میهمانی به خانه ما نیامده است.6»

بیش‌تر افراد، مهمانی‌رفتن و مهمان دعوت‌کردن را قدر نمی دانند و به ارزش آن واقف نیستند. البته نه برای پاداش اخروی که «وقتی مهمان از خانه میزبان می رود، گناهان اهل خانه را بیرون می برد7»؛ بلکه به حکم این‌که انسان، نیازمند روابط عاطفی و اجتماعی است و این رفت و آمدها انسان را نسبت به اوضاع افراد مطلع می کند. از همین‌رو بر مهمان و احترام به او تأکید بسیار شده است.

 

خجلت اظهار

بزرگان، هیچ‌گاه نیکی خود را به افراد یادآور نمی شدند و به‌اصطلاح منت‌گذار نبودند. حتی در هنگام انفاق، به صورت شخص نگاه نمی کردند و گاه، درخواست می کردند آن‌ر‌‌ا اظهار نکند و روی زمین بنویسد.8

نقل می کنند، روزی شبی حارث همدانی به محضر علی علیه‌السلام اظهار نیاز کرد. حضرت فرمود: «آیا مرا برای بیان حاجت خود شایسته می دانی؟» گفت: آری. خدا به شما جزای خیر دهد. حضرت، چراغ را خاموش کرد تا چهره او را نبیند و آن‌گاه به حارث فرمود: «به این جهت چراغ را خاموش کردم که چهره ات دچار شرم و شکستگی نشود.9»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 20:47  توسط علي عباس زاده  | 

سؤال تمام ملائکه در مورد علی علیه السلام

 

امام علی(ع)

ابن عباس می گوید که: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله که می فرمود: چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من درباره علی بن ابی طالب علیه السلام سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی علیه السلام از اسم من مشهورتر است.

پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد، بجز تو و حضرت علی علیه السلام، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم حضرت علی علیه السلام را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود.

پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟

جبرئیل به من گفت: ای محمد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام است.

جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی علیه السلام نیست بلکه ملکی از ملائکه خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی علیه السلام خلق کرده است.

پس ما ملائکه ای که مقرب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی علیه السلام می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی علیه السلام در پیشگاه خداوند دارد.1

 

متن روایت

عن ابن عباس، قال: سمعت رسول الله(ص) یقول: لمّا أسری بی إلی السماء ما مررت بملإ من الملائکة إلا سألونی عن علی بن أبی طالب علیه السلام حتی ظننت أن اسم علی فی السماء أشهر من اسمی. فلما بلغت السماء الرابعة نظرت إلی ملک الموت، فقال لی: یا محمد؛ ما خلق الله خلقا إلا أقبض روحه بیدی ما خلا أنت و علی علیه السلام فإن الله جل جلاله یقبض أرواحکما بقدرته.

فلما صرت تحت العرش نظرت فإذا أنا بعلی بن أبی طالب علیه السلام واقفا تحت عرش ربی، فقلت: یا علی سبقتنی؟ فقال لی جبرئیل علیه السلام: یا محمد؛ من هذا الذی یکلمک؟ قلت: هذا أخی علی بن أبی طالب علیه السلام. قال لی: یا محمد؛ لیس هذا علیاً و لکنه ملک من ملائکة الرحمن خلقه الله علی صورة علی بن أبی طالب علیه السلام فنحن الملائکة المقربون کلما اشتقنا إلی وجه علی بن أبی طالب علیه السلام زرنا هذا الملک لکرامة علی بن أبی طالب علیه السلام علی الله سبحانه.

 

سند روایت:

شیخ جلیل القدر، محمد بن احمد شاذان قمی در کتاب «مئة منقبة» طریق خود را نسبت به این روایت چنین بیان می کند(2) «حدثنا أبوالقاسم جعفر بن محمد بن مسرور اللحام(3)قال: حدثنی الحسین ابن محمد، قال: حدثنی أحمد بن علویه المعروف بابن الاسود الکاتب

الاصبهانی(4) قال: حدثنی إبراهیم بن محمد، قال: حدثنی عبد الله بن صالح، قال: حدثنی جریر بن عبدالحمید، عن مجاهد، عن ابن عباس».

علامة کراجکی رحمة الله در کتاب کنز الفوائد در مورد این روایت می فرماید: «این روایتی است که اصحاب حدیث بر نقل آن اتفاق دارند.»

با توجه به این که روایت نیز از نظر سندی نیز قابل اعتماد می باشد.

1. کنز الفوائد، ج2،ص142؛ مأة منقبة، ص33؛ بحار، ج18، ص300 و ج26، ص305؛ مدینة المعاجز، ج2، ص 311،ح 574؛ الشیعه فی أحادیث الفریقین،ص 179،ح 224.

2. و طریق علامة کراجکی در کتاب «کنزالفوائد» نیز چنین می باشد.

3. او یکی از مشایخ شیخ صدوق رحمه الله است و از «حسین بن محمد بن عامر» نیز نقل روایت می کند. (نقلاً عن هامش مئة منقبة).

4. او که به یک ادیب، شاعر، کاتب و راوی حدیث مشهور بود، قصیده ای در 830 بیت به نام «الألفیة و المحبرة» در مدح امیرالمؤمنین علی علیه السلام سرود که وقتی این قصیده بر أبی حاتم سجستانی عرضه شد، گفت: «ای اهل بصره، به خدا قسم شاعر اصفهانی در این قصیده در احکام و زیادی فایده اش بر شما غلبه و برتری پیدا کرد». وفاتش به سال 312 یا 320 ق می باشد. (ر.ک: الکنی و الالقاب 1/212؛ الذریعه 2/298 رقم 1197).

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 15:9  توسط علي عباس زاده  | 

لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟

 

امام حسن علیه السلام

امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.1

امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.2

از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.3

تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.4

نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود.

پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 22:18  توسط علي عباس زاده  |